تبلیغات
دوران تنهایی - صدای ارواح را بشنوید!
 
دوران تنهایی
زبان دوستی واژه نیست، معناست
درباره وبلاگ


سلام دوستان عزیز
عمده فعالیت این وبلاگ در زمینه شعر و ادبیات و معرفی اثار برتر نویسندگان میباشد

امیدوارم لحظات خوبی رو در این وبلاگ داشته باشید و از مطالب استفاده کنید....

برای با خبر شدن از اخرین مطالب وبلاگ میتوانید RSS وبلاگ رو در وبلاگ یا سایت خود قرار دهید
در صورت نیاز شما رو راهنمایی می کنم.

****

خودم را نامگذاری کردم قبل از تولدم
جای تعجب نیست که با نام ؟ متولد شدم
در شهر گل سرخ

در هفت سالگی وقتی بادبادکم سقوط کرد قلبم اتش گرفت.
که خود شروعی دوباره بود برای رسیدن به بزرگترین ارزوها...
وقتی برای اولین بار به اینه نگاه کردم متوجه دسته کوکی شدم که روی سرم در حال چرخش بود.

پرتلاش در باتلاق خشک زندگی قدم می گذارم.
همانند پرنده ای محبوس در سمان ذهنم بلند پروازی می کنم.
و این را می دانم ادم بی ظرفیت با قطره اب خفه می شود.
سیاهی را رنگ صلح می دانم.
تمام مردم دنیا به یک زبان سکوت می کنند، و من با سکوت تکلم می کنم.
قلبم به احترام مهربانی کلاهش را برمی دارد.
بدون قلب هم همه را دوست دارم.
راه راستی از تونل وحشت واقعی می گذرد.
ولی با شجاعت قله را فتح می کنم.
با جام طلا بخار اب را می نوشم
و مهمترین قانون ( دوستی) را یاد اوری می کنم.
دلم مانند اینه است
چون توهین و تملق در قاموس اینه نیست.
من از روی هدف پایان را می بینم.
و برای اینکه بهار را نبرند ان را به درخت نیمه جان زندگی فقل کردم. اگر بهار بودم تیر چراغ برق را هم از نعمت روییدن محروم نمی کردم.
هر چه از کودکی فاصله می گیرم فصل ها به هم نزدیکتر می شوند. و فصل جاودان نزدیک است.
در روز های افتابی زیر سایه ام می ایستادم.
اما در اخرین هنگام انقدر حواس سایه ام پرت بود که دنبال شخص دیگری روانه شد تا زمان فراموشی.
زندگی ام جزیره ای دور افتاده است که جز خودم ساکنی ندارد .
در خودم محبوسم.
و قلبم در رگهایم خون می گرید...
در اخر این را می دانم نویسنده ای که نوشته اش را خواننده نمی فهمد اگر ننویسد زود تر به مقصد می رسد ولی من در خلوت خودم می نویسم.

خداوندا: در زندگی ام کسانی هستند که در اعماق قلبم جای دارند . به خاطر بودنشان سپاسگزارم.
و بسیار بودند انهایی که دلم را شکستند
اما گل روی جسد باغبان هم می روید.



***
روزی تنها خواهم ماند
دلیل آن تفاوت است و تفاوت از جنس دنیاست...

در آن روز زندگی و تمام خواسته هاو قلب خود راکه در بر گیرنده شیرین ترین خاطرات است به روزگار خواهم باخت و این مجازات من است.

آن روز خواهد رسید...
و من از یاد میروم.

اما در جزیره وجود من تنها خاطرات ارامبخش روح من است...

تنها (13/4/89)


***
سخت ترین کار بیدار کردن کسی است که خود را به خواب زده است...

***
وقتی تنهایید آن را خلوت خود بنامید ، نه غریبی و بی کسی...

مدیر وبلاگ : تنها
مطالب اخیر
نویسندگان
شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : تنها


 
در آن آخر هفته‌ی ماه ژانویه، موسس مرکز جویندگان ارواح، استیسی جونز و چند تن از اعضای گروه، برای تحقیقی که به نظر خودشان قرار بود یکی از تحقیقات عادی باشد، شبانه به یک هتل رفتند. آنان نمی‌دانستند با چه پدیده‌ی اسرارآمیزی مواجه خواهند شد.

ساختمان هتل که در اواخر قرن نوزده ساخته شده بود، محل بسیاری از شرارت‌های گوناگون بوده است. شاید دانستن این مسئله، کلید معمای صداهایی باشد که در نوار شنیده شد…

…وقتی اعضای گروه به نوار گوش کردند، تنها صدای پا و مکالمه نبود که به گوش می‌رسید، بلکه صداهایی شنیدند کاملاً غیرمنتظره و وحشتناک…

 


 
پدیده‌ی صدای الکترونیک (EVP) چیست؟

پدیده‌ی صدای الکترونیک، رویدادی اسرارآمیز است که در آن صداهایی شبیه صدای انسان که منشأ نامعلومی دارند بر روی نوار ضبط صوت، پارازیت ایستگاه رادیویی یا سایر رسانه‌های الکترونیکی شنیده می‌شوند. این صداهای اسرارآمیز، در زمان ضبط وجود نداشته‌اند؛ تنها وقتی نوار را گوش می‌کنیم می‌توانیم صداها را بشنویم.
 


 
ترسناک‌ترین صدای ارواح که تا کنون ضبط شده است

در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۷، از «مرکز جویندگان ارواح» در نیویورک (CNYGH) دعوت به عمل آمد تا هتلی قدیمی در شمال نیویورک را مورد بررسی قرار دهند (صاحبان هتل درخواست کرده‌اند که محل آن فاش نشود). آنچه که در این تحقیق به دست آمد، یکی از عجیب‌ترین پدیده‌هایی بود که گروه تا آن زمان با آن مواجه شده بود.

این شاید ترسناک‌ترین پدیده‌ی صدای الکترونیکی باشد که تا کنون ضبط شده است.
 


 
تحقیق

در آن آخر هفته‌ی ماه ژانویه، موسس مرکز جویندگان ارواح، استیسی جونز و چند تن از اعضای گروه، برای تحقیقی که به نظر خودشان قرار بود یکی از تحقیقات عادی باشد، شبانه به یک هتل رفتند. آنان نمی‌دانستند با چه پدیده‌ی اسرارآمیزی مواجه خواهند شد.

ساختمان هتل که در اواخر قرن نوزده ساخته شده بود، محل بسیاری از شرارت‌های گوناگون بوده است. شاید دانستن این مسئله، کلید معمای صداهایی باشد که در نوار شنیده شد.

جمعه شب، استیسی و گروهش تجهیزات خود را که شامل دستگاههای ضبط صدا و تصویر و سایر وسایل الکترونیکی می‌شد، برپا کردند و در انتظار ارواحی نشستند که وجودشان توسط صاحبان هتل گزارش شده بود. اغلب تحقیقات آنان در آرامش پیش رفته بود، ولی آن شبِ به خصوص، آبستن فعالیت‌های فوق طبیعی بود. مثلاً صدای افراد و صدای قدم‌هایی که منشأ آن‌ها معلوم نبود.

مسئله‌ی هراس‌انگیز اصلی فردای آن روز خود را نشان داد. بعد از ظهر روز شنبه، ساعت ۳، دو تن از افراد گروه و یکی از اعضای خانواده‌ی صاحبان هتل، با یک دستگاه ضبط صدای دیجیتال روی پلّه‌ها نشستند تا صدای ارواح را ضبط کنند. آن‌ها عمدا راه‌پله را انتخاب کردند زیرا از طبقه‌ی بالایی صدای پا و مکالمه به گوش می‌رسید، حال آن که کسی آنجا نبود.

وقتی اعضای گروه به نوار گوش کردند، تنها صدای پا و مکالمه نبود که به گوش می‌رسید، بلکه صداهایی شنیدند کاملاً غیرمنتظره و وحشتناک.

 


 
آنچه شما خواهید شنید:

استیسی جونز، محتویات نوار را این گونه توضیح می‌دهد:

صدای سه زن به گوش می‌رسد که در حال مکالمه‌ای طولانی هستند. به نظر می‌رسد کشمکش و حملاتی نیز در میان باشد. صدای یک مرد هم شنیده می‌شود حال آن که چنین افرادی در هتل نبودند.

صدای یک ساعت شماطه‌دار را خواهید شنید که در هتل نبود.

صدای باز و بسته شدن در را خواهید شنید که واقعی است. اما بعد از آن صدای زنی می‌آید که گویا مورد حمله قرار گرفته. کشمکش تا مدتی ادامه میابد و سپس مکالمه‌ی دو تن از اعضای گروه تحقیق شنیده می‌شود.
 


 


  
Get Microsoft Silverlight

 
لینک مستقیم





نوع مطلب : متافیزیک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

راهنمای مدیریت