تبلیغات
دوران تنهایی - پنج نمونه‌ی قابل توجه از تسخیر شدگی توسط شیطان
 
دوران تنهایی
زبان دوستی واژه نیست، معناست
درباره وبلاگ


سلام دوستان عزیز
عمده فعالیت این وبلاگ در زمینه شعر و ادبیات و معرفی اثار برتر نویسندگان میباشد

امیدوارم لحظات خوبی رو در این وبلاگ داشته باشید و از مطالب استفاده کنید....

برای با خبر شدن از اخرین مطالب وبلاگ میتوانید RSS وبلاگ رو در وبلاگ یا سایت خود قرار دهید
در صورت نیاز شما رو راهنمایی می کنم.

****

خودم را نامگذاری کردم قبل از تولدم
جای تعجب نیست که با نام ؟ متولد شدم
در شهر گل سرخ

در هفت سالگی وقتی بادبادکم سقوط کرد قلبم اتش گرفت.
که خود شروعی دوباره بود برای رسیدن به بزرگترین ارزوها...
وقتی برای اولین بار به اینه نگاه کردم متوجه دسته کوکی شدم که روی سرم در حال چرخش بود.

پرتلاش در باتلاق خشک زندگی قدم می گذارم.
همانند پرنده ای محبوس در سمان ذهنم بلند پروازی می کنم.
و این را می دانم ادم بی ظرفیت با قطره اب خفه می شود.
سیاهی را رنگ صلح می دانم.
تمام مردم دنیا به یک زبان سکوت می کنند، و من با سکوت تکلم می کنم.
قلبم به احترام مهربانی کلاهش را برمی دارد.
بدون قلب هم همه را دوست دارم.
راه راستی از تونل وحشت واقعی می گذرد.
ولی با شجاعت قله را فتح می کنم.
با جام طلا بخار اب را می نوشم
و مهمترین قانون ( دوستی) را یاد اوری می کنم.
دلم مانند اینه است
چون توهین و تملق در قاموس اینه نیست.
من از روی هدف پایان را می بینم.
و برای اینکه بهار را نبرند ان را به درخت نیمه جان زندگی فقل کردم. اگر بهار بودم تیر چراغ برق را هم از نعمت روییدن محروم نمی کردم.
هر چه از کودکی فاصله می گیرم فصل ها به هم نزدیکتر می شوند. و فصل جاودان نزدیک است.
در روز های افتابی زیر سایه ام می ایستادم.
اما در اخرین هنگام انقدر حواس سایه ام پرت بود که دنبال شخص دیگری روانه شد تا زمان فراموشی.
زندگی ام جزیره ای دور افتاده است که جز خودم ساکنی ندارد .
در خودم محبوسم.
و قلبم در رگهایم خون می گرید...
در اخر این را می دانم نویسنده ای که نوشته اش را خواننده نمی فهمد اگر ننویسد زود تر به مقصد می رسد ولی من در خلوت خودم می نویسم.

خداوندا: در زندگی ام کسانی هستند که در اعماق قلبم جای دارند . به خاطر بودنشان سپاسگزارم.
و بسیار بودند انهایی که دلم را شکستند
اما گل روی جسد باغبان هم می روید.



***
روزی تنها خواهم ماند
دلیل آن تفاوت است و تفاوت از جنس دنیاست...

در آن روز زندگی و تمام خواسته هاو قلب خود راکه در بر گیرنده شیرین ترین خاطرات است به روزگار خواهم باخت و این مجازات من است.

آن روز خواهد رسید...
و من از یاد میروم.

اما در جزیره وجود من تنها خاطرات ارامبخش روح من است...

تنها (13/4/89)


***
سخت ترین کار بیدار کردن کسی است که خود را به خواب زده است...

***
وقتی تنهایید آن را خلوت خود بنامید ، نه غریبی و بی کسی...

مدیر وبلاگ : تنها
مطالب اخیر
نویسندگان


 
تمام ادیان بزرگ، وجود شیاطین را در زمره‌ی باورهای تعلیمی خود دارند. شیاطین، ارواحی هستند که توسط انسان‌ها دیده نمی‌شوند، زیرا جسم قابل رؤیتی ندارند. اگرچه ادیان توحیدی، هرگونه تلاش برای برقراری ارتباط با شیاطین و تداخل آن‌ها با زندگی انسان را محکوم می‌کنند، اما تسخیر شدن یک انسان توسط شیطان، گاه اتفاق می‌افتد. نمونه‌هایی که در زیر آمده، نشان می‌دهد که شوخی با آیین‌های شیطانی و اعمالی از این قبیل عاقبت خوبی ندارد، حتی اگر اغلب رسانه‌ها، چنین مسائلی را خنده‌دار و سرگرم‌کننده جلوه دهند. اگر دنبال دردسر نمی‌گردید، دنبال آیین‌های شیطانی و ارتباط با مردگان و شیاطین نروید، زیرا ممکن است لطماتی جدی و حتی مرگ را به دنبال داشته باشد.
……..

۱) آنه‌لیس میشل (Michel Anneliese )

 


 


 
آنه لیس میشل زنی از اهالی آلمان بود که ادعا کرد توسط شیاطین تسخیر شده است. وی در یک خانواده‌ی کاتولیک بزرگ شده و اولین نشانه‌های تسخیر روح خود توسط شیطان را در ۱۶ سالگی مشاهده کرده بود. او به حملات صرع و بعدها توهم نیز دچار شد. پس از آن که درمان‌های پزشکی متداول به درمان آنه‌لیس کمک نکرد، وی توسط اسقف محلی که از روش‌های مذهب کاتولیک برای دفع روح پلید استفاده می‌کرد، جن‌گیری شد.

 


 

 


 
متأسفانه جلسات جن‌گیری چندان موفق نبودند و میشل در سن ۲۳ سالگی در خواب درگذشت. دلیل رسمی مرگ، بی‌آبی و بی‌غذایی بدن اعلام شد، زیرا آنه‌لیس پیش از مرگش لب به آب و غذا نمی‌زد.

۲) جورج لاتکینز (George Lutkins)

جورج لاتکینز، مردی اهل انگلستان بود که رفتار عجیبش وی را منتصب به تسخیرشدگی توسط شیطان کرده بود. او در دهکده‌ی مندیپ در یاتون خیاط بود. یکی از همسایه‌های جورج از کشیش محله خواست به دلیل رفتارهای عجیبی که وی از خود نشان می‌داد، از قبیل خواندن آوازهای عجیب با صدایی تغییر یافته که گاه کاملاً با صدای خود جورج تفاوت داشت، به او کمک کند. آقای لاتکینز، پیش از این توسط دکترها معاینه شده بود اما مورد خاصی از بیماری در او وجود نداشت. لاتکینز، خود ادعا می‌کرد که توسط هفت شیطان تسخیر شده و هفت بار باید جن‌گیری شود. چندین جن گیر از جمله جوزف ایستربروک برای معالجه‌ی وی در سال ۱۷۷۸ دست به کار شدند و ظاهراً با موفقیت ارواح پلید را از او دور کردند.

 


 

3) رابی منهایم (Robbie Mannheim)

رابی منهایم به عنوان مردی شناخته می‌شود که توسط شیاطین تسخیر و بعد با موفقیت درمان شد. ماجرای او که توسط رسانه‌ها هم پوشش داده شد، الهام‌گر رمان «جن‌گیر» نوشته‌ی ویلیام پیتر بلاتی بود. رابی در جوانی آثار تسخیرشدگی توسط شیطان را در خود مشاهده کرد. مشکل او وقتی آغاز شد که یک شب را کنار مادربزرگش گذراند و صداهای عجیبی مثل چکه کردن آب شنید. یازده روز بعد از این اتفاق اسرارآمیز، خاله‌ی رابی فوت کرد. رابی آنقدر به خاله‌اش وابسته بود که با مرگ وی، کاملاً به هم ریخت. او در اوج ناامیدی سعی کرد با روح خاله‌اش ارتباط برقرار کند، تلاشی که برایش دردسر به بار آورد و باعث شد ارواح پلید روحش را تسخیر کنند. رابیِ جوان توسط متخصصان پزشکی و روان‌پزشکی معاینه شد اما بهبودی در او حاصل نشد. خانواده‌ی رابی با مشاهده‌ی این وضع، وی را نزد کشیش لوتر مایلز اشلوز بردند. کشیش، رابی را یک شب پیش خود نگه داشت تا وضعیتش را بررسی کند. طبق گفته‌های کشیش، وقتی هردوی آنها می‌خواستند بخوابند، اتفاقات عجیبی مثل تکان خوردن اشیا در آن اتاق در جریان بود. رابی ظاهراً بعد از سی جلسه جن‌گیری که دو ماه طول کشید، توسط کشیش ویلیام باودرن معالجه شد.

۴) مایکل تیلور

مایکل تیلور ساکن شهر اوست در انگلستان رفتارهایی از خود بروز داد که می‌تواند با تسخیر شدن روح توسط شیطان مرتبط باشد. او عضو گروهی مسیحی بود و یک روز ناگهان به رئیس گروه حمله کرد. خود مایکل اعتراف کرد که احساس می‌کرده ارواح پلید در روحش نفوذ کرده‌اند. تلاش‌ها برای رفع این ارواح پلید از روح مایکل تیلور ناکام ماند. او بعد از آخرین جلسه‌ی درمانش به خانه برگشت و همسر و سگشان را به قتل رساند. جسد وی لخت و عور و غرقه در خون پیدا شد.

 


 

5) کلارا جرمانا کله

کلارا جرامانا کله، زنی از اهالی آفریقای جنوبی، بعد از میثاقی که طبق اعتراف خود با شیطان بست، روحش را در اختیار ارواح پلید قرار داد. او وقتی توسط شیطان تسخیر می‌شد به زبان‌هایی حرف می‌زد که بلد نبود و فریادهای عجیب و غریبی سر می‌داد که برای اطرافیانش بسیار وحشت‌آور بود. صداهایی که کلارا از خود درمی‌آورد نه شبیه صدای انسان بود و نه صدای حیوان. حتی عده‌ای می‌گفتند وی را به صورت معلق در هوا در حالات عمودی یا افقی مشاهده کرده‌اند. بعد از چند جلسه‌ی دفع ارواح پلید، ظاهراً کلارا بهبود یافت.





نوع مطلب : متافیزیک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 شهریور 1393 09:11 ب.ظ
ولمون کن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

راهنمای مدیریت