آرزوی من اینست
دوشنبه 1 شهریور 1389 12:46 ق.ظ
ارسال شده در: عاشقانه ها ، شعر ،
آرزوی من اینست
که دو روز طولانی
درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من اینست
یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
آرزوی من اینست
که تو مثل یک سایه
سر پناه من باشی
لحظه تر گریه
آرزوی من اینست
نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من اینست
هستی تو من باشم
لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم
آرزوی من اینست
تو غزال من باشی
تک ستاره روشن در خیال من باشی
آرزوی من اینست
در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم
لحظه ای لب دریا
آرزوی من اینست
از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن
اوج آرزویی تو
آرزوی من اینست
مثل لیلی و مجنون
پیروی کنیم از عشق
این جنون بی قانون
آرزوی من اینست
زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم
تو برای من تنها
دیدگاه ها : نظرات
فرار
دوشنبه 1 شهریور 1389 12:44 ق.ظ
ارسال شده در: عاشقانه ها ،
دیدگاه ها : نظرات
سایه ی تنهایی
دوشنبه 1 شهریور 1389 12:43 ق.ظ
ارسال شده در: عاشقانه ها ،
دیدگاه ها : نظرات
دوستت دارم
دوشنبه 1 شهریور 1389 12:42 ق.ظ
ارسال شده در: عاشقانه ها ،
دیدگاه ها : نظرات
الهی!
دوشنبه 1 شهریور 1389 12:40 ق.ظ
ارسال شده در: عاشقانه ها ،
الهی!
الهی! راز دل گفتن دشوار است و نگفتن دشوارتر
الهی! چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم كه خرد مدهوش و بیهوش است
الهی! ما همه بیچارهایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچ كاره ایم
و تنها تو كاره ای
الهی! چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته ام، راه بسیار می روم و مسافتی نمی پیمایم. وای من اگر دستم نگیری و رهایی ام ندهی
الهی! خودت آگاهی كه دریای دلم را جزر و مدّ است
الهی! ناتوانم و در راهم و گردنه های سخت در پیش است
و رهزنهای بسیار در كمین و بار گران بر دوش.
الهی! از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام
از انس و جان شرمنده ام، حتی از روی شیطان شرمنده ام
كه همه در كار خود استوارند و این من سست عهد و ناپایدار
الهی! وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم
خدایا : من که هستم تا چیزی بگویم که تو خود همه چیز را می دانی .چگونه همیشه به یادت باشم وقتی که فقط در رنجها صدایت می کنم ؟ و چگونه صدایت کنم در حالی که می دانم فاصله ، توهمی بیش نیست .
خدایا : همواره با من بمان و تنهایم مگذار . بگذار نخی به انگشتانم ببندم تا هرگز فراموشت نکنم که تجربهً آرامش تنها با تو میسر است ...
وقتی که فکرش را می کنم اگر قطره آبی کم بود کل هستی احساس تشنگی می کرد، دستم نمی رود گلی را بچینم مبادا ستاره ای لطمه ببیند . اگر زندگی ام انطور است که می خواهی ، بی قراری ام را کنار می گذارم و آرام می گیرم.
دیدگاه ها : نظرات