در باغ ” بی بر گی ” زادم ..
چهارشنبه 2 شهریور 1390 01:15 ق.ظ
ارسال شده در: سخنانی از دکتر شریعتی ،
در باغ ” بی بر گی ” زادم ..
و در ثروت فقر غنی گشتم …
و از چشمه ی ایمان سیراب شدم …
و در هوای دوست داشتن ، دم زدم …
و در آرزوی آزادی سر بر داشتم …
و در بالای غرور ، قامت کشیدم …
و از دانش ، طعامم دادند …
و از شعر، شرابم نوشاندند …
و از مهر ، نوازشم کردند …
و ” حقیقت ” دینم شد و راهِ رفتنم …
و ” خیر ” حیاتم شد و کارِ ماندنم …
و ” زیبایی” عشقم شد و بهانه ی زیستنم …
دیدگاه ها : نظرات
سلام
جمعه 26 فروردین 1390 03:27 ب.ظ
ارسال شده در: سخنانی از دکتر شریعتی ،
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است. (دکتر علی شریعتی)
دیدگاه ها : نظرات
نی
پنجشنبه 29 مهر 1389 03:28 ق.ظ
ارسال شده در: سخنانی از دکتر شریعتی ،
من آن نی خشکم که بر لبهای نوازشگر ناپیدای تو که قصه فراق را در من می نوازی ؛ به غربت خویش پی بردم
دیدگاه ها : نظرات
زندگی
پنجشنبه 29 مهر 1389 03:28 ق.ظ
ارسال شده در: سخنانی از دکتر شریعتی ،
زندگی
در باغ بی برگی زادم.
و در ثروت فقر غنی گشتم.
و از چشمهء ایمان سیراب شدم.
و در هوای دوست داشتن دم زدم.
و در آرزوی آزادی سر برداشتم.
و در بالای غرور قامت کشیدم.
و از دانش طعامم دادند.
و از شعر شرابم نوشاندند.
و از مهر نوازشم کردند.
و حقیقت دینم شد و راه رفتم.
و خیر حیاتم شد و کار ماندم.
و زیبایی عشقم شد و بهانهء زیستنم.
دیدگاه ها : نظرات
قبیله بهار
پنجشنبه 29 مهر 1389 03:26 ق.ظ
ارسال شده در: سخنانی از دکتر شریعتی ،
دیدگاه ها : نظرات
تنها نیستم
پنجشنبه 29 مهر 1389 03:25 ق.ظ
ارسال شده در: سخنانی از دکتر شریعتی ،
اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد، تو مهربان و جاودان اسیب ناپذیر من هستی.
ای پناهگاه ابدی، تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.
دیدگاه ها : نظرات
خواهش
پنجشنبه 29 مهر 1389 03:21 ق.ظ
ارسال شده در: سخنانی از دکتر شریعتی ،
دیدگاه ها : نظرات
تعداد کل صفحات : 3 1 2 3