تخته " وی یا " تخته احضار ارواح
پنجشنبه 25 فروردین 1390 06:28 ب.ظ
ارسال شده در: متافیزیک ،
تخته و یا کاغذی که روی آن حروف الفبا نوشته شده است و بعضی از انسانها از طریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار میکنند.
حرف و حدیثها درباره (تخته وییا) بسیار است.
بعضیها اصلا قدرت این تخته را واقعی نمیدانند و به آن اعتقادی ندارند ولی بعضیها معتقدند (وییا) واقعا میتواند روح را به محل موردنظر بکشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار و حتی از آنها اطلاعات بگیرد.
(وییا) از دو کلمه (وی) که به زبان فرانسه به معنای (بله) است و (یا) که در زبان آلمانی به همین معنا میباشد، گرفته شده است.
وجه تسمیه این وسیله به این خاطر است که روح اغلب با اشاره به کلمه (بله) یا (خیر) که روی این تخته نوشته شده است، به احضار کننده پاسخ میدهد.
نظریهها درباره تخته (وییا) متفاوت است ؛ برخی میگویند این وسیله بینهایت خطرناک است و میتواند مدخلی برای ورود ارواح خبیث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود.
دسته دیگر از مردم معتقدند (وییا) تنها زمانی خطرناک میشود که افراد بیتجربه و بیاطلاع با آن به احضار روح بپردازند و مدیوم های مجرب میتوانند
از این وسیله استفادههای خوبی ببرند و بالاخره دسته سوم میگویند (وییا) هیچ خطری ندارد و ضرری نیز به کسی نمیرساند ؛ ولی کدام درست میگویند.
واقعیت این است که شصت و پنج درصد کسانی که از این وسیله استفاده کردهاند از کار خود پشیمان هستند.
تقریبا تمام رهبران مذهبی دنیا با هر دین و مذهبی شدیدا مخالف احضار روح و به ویژه استفاده (وییا) هستند و بسیاری از محققین مسائل ماوراءالطبیعه نیز تخته وییا را وسیلهای خطرناک میدانند که مردم باید به شدت از آن اجتناب کنند.
(براد استینجر) یکی از سرشناسترین نویسندگان موضوعات متافیزیکی موکدا اظهار میدارد که کسی نباید از تخته (وییا) استفاده کند و یا حتی آن را در خانه خود نگه دارد.
او در مقالهای تحت عنوان "مادران! نگذارید فرزندانتان با وییا بازی کنند"از دختر ی سخن به میان میاورد که (وییا) عواقب تلخی برایش به همراه داشت.
او مینویسد: دخترک فکر میکرد میداند چطور با این وسیله با ارواح ارتباط برقرار کند ولی متاسفانه اعتقاد مذهبی را برای حفاظت در برابر تاثیرات شوم آن فراموش کرده بود.
(دیل کاکزمارک) موسس سازمان تحقیقات مربوط به روح میگوید: قویا توصیه میکنم که از وییا استفاده نکنید و اظهار میدارد که در اغلب مواقع ارواحی که از طریق (وییا) با انسانها ارتباط برقرار میکنند، ارواح خبیث و گناهکار هستند.
(هانس هانرر) یکی از محترمترین و معروفترین محققان مسائل ماوراءالطبیعه در کتاب خود تحت عنوان "تخته وی یا؛ دریچهای به سوی مکنونات" نسبت به استفاده از وییا هشدار میدهد و مینویسد:
به آن دسته از کسانی که میخواهند تخته وییا را به خانه ببرند و به احضار روح بپردازند، نصیحت میکنم در تصمیم خود تجدیدنظر کنند، زیرا همیشه این امکان وجود دارد (هر چند اندک) که شخص احضارکننده آماتور در حقیقت یک مدیوم باشد و خود از این موضوع اطلاع نداشته باشد.
در این صورت این تخته، وسیله سادهای بر احضار واقعی روح میشود.
روحی که بعدها تمام شخصیت آن مدیوم را در دست میگیرد و در شرایط خاصی در جسم او حلول میکند و در این هنگام هیچ کنترلی در دست خود آن مدیوم نیست و هر اتفاقی امکانپذیر است.
دیدگاه ها : نظرات
احضار ارواح ( روش ها و هشدارها )
پنجشنبه 25 فروردین 1390 06:28 ب.ظ
ارسال شده در: متافیزیک ،
احضار ارواح ( روش ها و هشدارها )
احضار ارواح ( روش ها و هشدارها ) متافیزیک و علوم غریبه
مطالبی که در این جا گفته میشود در واقع گفته هایی از زبان افراد گوناگون در سراسر گیتی و بعنوان اطلاعات برای دوستداران و علاقه مندان به این علوم میباشد .
1) برای احضار روح لوازمی ابتدایی مورد نیاز است :مراحل احضار روح
اما پیش از هر چیز به یك روح احتیاج داریم (شوخی نمیكنم )؛ما باید در اولین اقدام برای احضار یك روح نیت كنیم .
نمیشود كه در میانه ی كار ناگهان تصمیم بگیریم كه چه روحی را میخواهیم احضار كنیم چون در آن صورت اگر هم موفق به احضار روح شویم نمیتوانیم با ان ارتباط بر قرار كنیم .
این هفت پیشنیاز برای احضار ساده روح است .
فقط از دوستان خواهش میكنم از این شیوه ی احضار روح برای تفنن استفاده نكنند و حرمت دنیای ارواح را حفظ كنند .
۲) به یك نفر مدیوم احتیاج داریم :
هر چه مدیوم ما جوان تر و زیبا تر باشد بهتر است .
البته باید دقت كرد كه از فرد غیر بالغ بنوان مدیوم استفاده نكنیم چون ممكن است آسیب ببیند .
مدیوم میتواند خود احضار كننده باشد می تواند فرد دیگری باشد و در احضار روحهای طولانی بهتر است شخص دیگری به غیر از احضار كننده مدیوم باشد .
۳) به یك عدد میز چوبی كه هیچ فلزی در ان به كار نرفته باشد :
بهتر است از میزی استفاده كنیم كه به جای میخ های فلزی از چسب یا متصل كننده دیگری در ان استفاده شده باشد .
۴) یك عدد طلسم خواست باید داشته باشیم :
طلسم خواست می تواند چیزهای مختلفی باشد باشد .
برای تهیه طلسم میتوانید از آگاهان پرس و جو كنید زیرا كه در دسترس همگان نیست .
طلسم خواست یا طلسم نیاز معمولا سوگند نامه ای است كه از تركیب چند ورد مختلف تشكیل شده و روح را سوگند می دهد كه پس از احضار كاری با احضار كننده خواستار احضار و مدیوم نداشته باشد.
خواستار كسی است كه از احضار كننده میخواهد كه روح شخص مورد نظر را احضار كند .
۵) زرده تخم مرغ :
از این زرده كه یكی هم كافی است پس از انكه مقدار زیادی شكر در آن می ریزیم برای ذب روح استفاده میشود .
هر چه زرده سالم تر و خوش رنگ تر باشد بهتر است و باید مواظب بود كه تخم مرغ فاسد یا خون دیده استفاده نشود .
۶) قربانی :
قربانی باید یك حیوان خونگرم باشد و هر چه حیوانی كه قربانی می كنیم متكامل تر باشد بهتر است .
گذشتگان ما از انسان برای این كار استفاده میكردند البته كاری غیر اخلاقی و ناپسند بوده اما برای تسخیر روح كاری كه در اینجا درباره اش صحبت نمی كنیم و بسیار شیطانی است باید حتما از قربانی انسان استفاده كرد اما برای احضار روح خون كردن پرنده ای كفایت میكند .
۷) نسخه احضار :
این نسخه معمولا دعایی است كه به زبان عدد نوشته شده .
تهیه آن چندان كار مشكلی نیست و این نسخه ها را میتوان به آسانی تهیه كرد البته من نمیتونم طرز تهیه اش را در اینجا بگویم .
جلسات احضار ارواح
جلسات احضار روح معمولاً به دو طریق مختلف صورت میگیرند:
طریقه اول :
افراد حروف الفبا را بگونه ای مرتب میچینند و سپس شیئی که حرکت دادن آن آسان است ( لیوان یا نعلبکی) را در وسط میگذارند و دستهایشان را روی آن جسم که قابلیت حرکت دارد قرار میدهند.
در اسباب بازی فروشیهای کشورهای غربی تخته هایی چوبین فروخته میشود که تخته اوجا نام دارند و حروف الفبا روی آنها به همراه کلمات "درود و بدرود" و " آری و نه " روی آن چاپ شده است و جسمی شبیه ذره بین نیز همراه آن ارائه میشود.
افرادی که اطراف این تخته مینشینند سوالی را مطرح میکنند و بعد دستهایشان را روی جسم متحرک میگذارند و شخصی جسم را حرکت میدهد و بر روی حروف الفبا یا روی یکی از کلمات میبرد.
برخی از مردم گمان میکنند این حرکت ها مربوط به موجودات ماوراء طبیعی همچون روح و جن هستند، اما شک گرایان پیشنهاد میکنند که این حرکت بطور خودآگاه یا ناخودآگاه توسط کسانی که در جلسه حضور دارند انجام میشود.
این شک گرایان توصیه میکنند که چشمهای کسانیکه در جلسه حضور دارند بسته شود و نتوانند چیزی را ببینند، و بعد جای حروف الفبا عوض شوند یا تخته اوجا چرخیده شود، در اینصورت دیده خواهد شد که یا جسم محرک حرکت نمیکند و یا اینکه پاسخهای بی سر و ته و غلطی دریافت میشود .
این نتیجه تنها به این دلیل میتواند حاصل شود که حرکت جسم متحرک اساساً توسط کسانیکه در جلسه حضور دارند انجام بگیرد نه از طرف موجودات نامرئی.
نیروی ایدیوموتور :
به فعالیتهای ماهیچه ای که بطور ناخودآگاه توسط بدن انجام میگیرد و سبب حرکت میشود، نیروی ایدیوموتور گفته میشود.
آزمایشهای علمی انجام شده توسط ویلیام جیمز، دانشمند انگلیسی مایکل فارادای و روانشناس امریکایی ری هیمن نشان دادند
که بسیاری از اتفاقاتی که مردم آنها را به موجودات ماوراء طبیعی و ارواح نسبت میدهند در حقیقت برخاسته از همین نوع حرکتهای ناخودآگاه ماهیچه ای هستند.
بنابر این تمامی جلساتی که در آنها بدن افراد شرکت کننده به نحوی در انجام آزمون نقش دارد را میتوان برخاسته از این حرکت ایدیومتریک دانست.
آشکار است که شخص خود پاسخ پرسشهایی که میکند را میداند و از آنجا که خود در حرکت دادن جسم متحرک نقش دارد پاسخ درست نیز به پرسشهای خود خواهد داد.
یک روش مسلم و بسیار ساده دیگر برای نشان دادن واقعیت اینگونه جلسات این است که افراد دستشان را از روی چیزی که حرکت میکند بردارند و اینگونه خواهند دید که جسم از حرکت بازخواهد ایستاد.
طریقه دوم :
نوع دوم این گردهمایی ها برای احضار روح اندکی پیچیده تر از نوع اول است و در این گردهمایی ها ارواح سخن میگویند.
در برخی از موارد شخصی که ادعای احضار روح را میکند ادعا میکند که تنها او است که میتواند صدای روح را بشنود و دیگران تنها در صورتی میتوانند صدای روح را بشنوند که آمادگی اش را داشته باشند و ممکن است اگر آمادگی اش را نداشته باشند دیوانه شوند(!).
برای همین شخص مدعی معمولا خودش تنهایی صدا را با گوش شنوا میشنود و بعداً برای بقیه تعریف میکند که روح چه گفته است.
در برخی موارد هم صداهایی میاید ولی فقط شخص مدعیست که معنی آن صداها را میفهمد و در این موارد شخص مدعی خود بطور مستقیم یا غیر مستقیم صداها را تولید میکند.
در برخی از موارد نیز هیچ صدایی نمی آید، این در مواقعی است که شخصی خردگرا در مجلس وجود داشته باشد و بخواهد مچ گیری کند، در این مواقع گفته میشود که در مجلس انرژی منفی وجود دارد و یا به هر بهانه دیگری اجرای نمایش متوقف میشود.
در چنین شرایطی ارواح خجالتی نمایان نمیشوند.
هیچیک از ادعاهای احضار روح تابحال در شرایط آزمایشی و مشاهدات علمی با موفقیت انجام نشده اند، در تمامی مراحلی که در اینگونه مراسم انجام میشود به نوعی تقلب و کلاهبرداری وجود دارد.
موسسه جیمز رندی مبلغ 1 میلیون دلار به هرکس که بتواند هر عملی فراطبیعی را انجام دهد پاداش خواهد داد.
تا زمانیکه چنین اتفاقی نیافتاده است، میتوان فرض کرد که مدارک و شواهد معتبر و محکم و قابل توجهی در این زمینه وجود ندارد و اعتقاد به آنها بی اساس است.
ادعای احضار ارواح قدمت بسیاری دارد.
در تاریخ و افسانه های بسیاری دیده میشود که در کنار پادشاهان و حاکمین همواره جادوگران ستاره شناسان، پیش گویان، جنگیرها و افراد مشابه موجود بوده اند و حتی از جایگاه بالایی نیز در اجتماع برخوردار بودند و اطلاعات راجع به دشمنان و غیره را از این راه ها بدست می آوردند و به پادشاهان ارائه میدادند.
مسئله ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که ارواح قرار است طبق تعریفشان ماوراء طبیعی باشند، و چیزهای طبیعی قابل دریافت حسی نیستند .
یعنی اگر بتوان چیزی را ببینید، لمس کنید و یا بشنوید آن چیز دیگر ماوراء طبیعی نیست و از آنجا که در تمامی این نوع آزمونها از قبیل عکس گرفتن از ارواح، ضبط کردن صدای ارواح، احضار روح و غیره، مدعیان آنها ادعا میکنند میتوانند نمودهایی طبیعی از روح را بگونه ای قابل دریافت حسی نشان بدهند،ننیجه این آزمونها چه درست چه نادرست کاملاً بی ارتباط با روح است.
دیدگاه ها : نظرات
ماهیت ارواح ...
پنجشنبه 25 فروردین 1390 06:27 ب.ظ
ارسال شده در: متافیزیک ،
ماهیت ارواح ...
چه تعریفی می توان از ارواح کرد؟
می توان گفت که ارواح موجودات هوشمند آفرینش هستند. آنها جهان را خارج از دنیای مادی پر کرده اند.
آیا ارواح موجوداتی مستقل از خداوند هستند یا ناشی از خداوند و یا جزئی از او هستند و به همین خاطر پسران یا فرزندان خداوند نامیده می شوند؟
خدای من, این کار اوست , دقیقا مانند انسانی که یک ماشین را می سازد این ماشین کار بشر است و کار خدا نیست .می دانید که وقتی انسان چیزی خوش نما و مفید می سازد آن را فرزند خود و آفریده خود می نامد . خوب برای خداوند نیز چنین است ما فرزندان او هستیم زیرا مخلوق او هستیم.
آیا ارواح آغازی داشته اند یا همچون خداوند ازلی هستند؟
اگر ارواح آغازی نداشتند معادل خدا بودند , در حالی که آنها مخلوق خدا هستند و تابع اراده او می باشند . خدا ابدیت مطلق است , این غیر قابل بخث است اما اینکه بدانیم چه وقت و چگونه ما را آفریده است چیزی نمی دانیم. تو می توانی بگویی که ما بدون آغاز هستیم , اگر درک تو این باشد که خدا ابدی است او باید وقفه بیافریند اما چه وقت و چگونه هر کدام از ما آفریده شده ایم باز هم به تو می گویم که هیچکس آن را نمی داند , راز در اینجاست.
چون دو عنصر کلی در جهان وجود دارد : عنصر هوشمند و عنصر مادی , آیا می توان گفت که ارواح از عنصر هوشمند ساخته شده اند , همانطور که اجسام جامد از عناصر مادی ساخته شده اند؟
مسلما اینطور است , ارواح تفرید اصل هوشمند هستند.
آیا آفرینش ارواح متداوم است یا در پگاه زمان اتفاق افتاده است؟
دائمی است , یعنی خداوند حلق آنها را هرگز متوقف نکرده است.
آیا ارواح را بطور ارادی و اختیاری می سازند یا اینکه ارواح از ارواح دیگر ناشی می شوند؟
خدا آنها را می آفریند , مثل مخلوقات دیگر و با اراده خود , اما باز هم می گویم اصل آنها یک راز است.
آیا درست است که بگوییم ارواح غیر مادی هستند؟چطور می توان چیزی را تعریف کرد که برای آن زبان مقایسه نداریم و زبان ما قاصر است؟ آیا یک کور مادرزاد می تواند نور را تعریف کند؟
غیر مادی واژه مناسبی نیست , واژه بدون جسم بهتر است زیرا تو باید بفهمی که روح یک آفریده است و باید چیزی باشد آن یک ماده لطیف است , اما قابل مقایسه با شما و آنقدر اثیری و رقیق است که به حواس شما در نمی آید.
ما می گوییم که ارواح غیر مادی هستند زیرا جوهر آنها با آنچه که ما بنام ماده می شناسیم تفاوت دارد . ملت کور کلامی برای تعریف نور و اثرات آن ندارند . کور مادرزاد فکر می کند که بوسیله شنوایی , بویایی , چشایی و لمس کردن همه ادراکات را دارد او تصوراتی را که این حواس به او نمی دهند متوجه نمیشود . بهمین ترتیب برای درک جوهر موجودات فوق انسانی ما واقعا کور هستیم . ما نمی توانیم آنها را تعریف کنیم مگر بوسیله قیاس همیشه ناقص یا بوسیله تصور و خیال خود.(کاردک)
آیا ارواح پایانی هم دارند؟ اینطور فهمیده میشود که منشا اصلی آنها ابدیست اما آنچه را که ما می پرسیم این است که آیا فردیت آنها پایانی دارد و در یک زمان معین کم و بیش طولانی عنصر سازنده آنها از هم نمیپاشد و به جرم همانند جسم مادی بر نمی گردند؟ مشکل است بفهمیم که چیزی آغازی دارد و نتواند تمام بشود.؟
چیزهای بسیاری هستند که شما نمی فهمید , زیرا هوش شما محدود است واین دلیل نمی شود که آنها را رد کنیم , کودک آنچه را که پدرش می فهمد نمی فهمد و نسبت به آنچه که یک دانشمند درک می کند جاهل است . ما می گوییم که وجود ارواح پایانی ندارد , این همه آن چیزی است که اکنون می توانیم بگوییم.
آیا ارواح دنیایی مستقل و مجزا و خارج از آنچه که ما میبینیم می سازند؟
بله دنیای ارواح یا هوشهای فاقد بدن را بوجود می آورند.
کدامیک از این دو در سلسله مراتب اصلی تر واقع هستند, جهان روحی یا جهان مادی؟
جهان روحی , این جهان قبلا وجود داشته است و پس از آن نیز باقی می ماند.
آیا جهان مادی می تواند بدون تغییر جوهر دنیایی روحی وجود نداشته باشد یا هرگز پا به عرصه وجود نگذاشته باشد؟
بله آنها مستقل هستند , مع ذالک همبستگی آنها به یکدیگر مداوم است زیرا یکی بر دیگری لاینقطع اثر می گذارد.
آیا ارواح محدوده معین و مشخصی را در فضا اشقال می کنند؟
ارواح همه جا هستند , فضای نامتناهی تا بی نهایت مشخون ارواح است . بدون انقطاع در کنار شما هستند و شما را می بینند بدون آگاهی شما بر روی شما تاثیر می گذارند , زیرا ارواح قسمتی از نیروهای طبیعت هستند و وسیله ای هستند که خداوند آنها را برای تکمیل سرنوشتتان مورد استفاده قرار می دهد : جمیع ارواح همه جا نمی روند زیرا برای ارواح عقب مانده منطق ممنوعی وجود دارد.
منبع :
كتاب ارواح الن كاردك روح شناس فرانسوی ... تاریخ تولد 1804 تاریخ مرگ 1869
دیدگاه ها : نظرات
تخلیه روحی (روش سرداب)
پنجشنبه 25 فروردین 1390 06:26 ب.ظ
ارسال شده در: متافیزیک ،
تخلیه روحی (روش سرداب)
بسم رب روش سرداب یکی از روشهای بسیار موفق در ضمینه تخلیه روحی است که به طور کامل براتون شرح میدم: در ذهن خود قویّا تصور کنید که بر بالاى یک زیرزمین عمیق یا سرداب تاریک ایستادهاید، این سرداب داراى پلّههائى است (ده پلّه) که هر قدر به داخل آن فرو روید رخوت و رهائى جسمانى شما بیشتر مىشود، با توجّه به اینکه شما این جریان را در ذهن تصویرسازى مىکنید به خود چنین تلقین کنید: «اکنون من با وجود رخوت و سنگینى که در خود احساس مىکنم بر بالاى اوّلین پلّهى ورود به سرداب ایستادهام، مىخواهم با پیمودن پلّهها یکى پس از دیگرى به اعماق سرداب وارد شوم». توجّه داشته باشید هر اندازه تلقینات با قاطعیّت و تجسّم ذهنى بیشتر همراه باشد تأثیر قویتر خواهد داشت و هر اندازه سرسرى و به دور از تجسّم ذهنى اجرا شود کمتر مؤثّر خواهد بود. در ذهن اوّلین پلّهى سرداب را در نظر بگیرید و با پیمودن آن، یک پلّه به عمق سرداب طى کنید و به خود تلقین نمائید: «با پائین رفتن از هر پلّه به عمق سرداب نزدیکتر مىشوم و رخوت و رهائى بدنىام بیشتر مىشود، هنگامى که به عمق سرداب به رسم استراحت مطلق و آرامش کامل بدن و روان مرا پر خواهد کرد». بعد از این تلقینات براى پیمون هر پلّه به عمق سرداب یک عدد در نظر بگیرید به عنوان مثال اگر براى سرداب خیالى ده پلّه در نظر دارید طىّ هر پلّه را به عمق سرداب از شمارهى نه شروع کنید و به صفر ختم کنید و عدد صفر نشانهى رسیدن به عمق و رهائى بدن و روان است. تصوّر کنید پیمودن هر پلّه به داخل سرداب قسمتى از بدن شما را در سنگینى و رخوت فرو مىبرد و همچنانکه پلّهها را یکى پس از دیگرى طى مىکنید جسم شما در تاریکى و سکوت همراه با سنگینى و رخوت ناشى از فرو رفتن در اعماق را حس مىکنید. وقتى به انتهاى سرداب رسیدید و آرامش و رخوت را احساس کردید مىتوانید براى مدّتى که در نظر گرفتهاید فکر خود را از مسألهى سرداب دور سازید و به استراحت بپردازید، چنانچه قصد شما از اقدام به «خودهیپنوتیزم» استراحت دادن به سیستم اعصاب و روان است مدّتى در همین حال بمانید و جسم و روان را به آرامش حاصله بسپرید و اگر به قصد روان درمانى یا مقصود دیگر به این کار پرداختهاید. چنانچه بعضى از تجسّم تاریکى هراس دارند مىتوانند به جاى تجسّم سرداب، پلّه برقى یک فروشگاه را در نظر بگیرند که از طبقهاى به طبقهى پائینتر فرود مىآیند یا پلّههاى ساختمانى را مجسّم کنند. نکتهى مهم: هرگز در جلسات اوّلیه «سلف هیپنوتیزم» در صدد کنجکاوى و تعیین میزان عمق خواب خود نباشید زیرا توجّه و کنجکاوى به این مطلب کهاکنون در چه درجهاى از خواب هیپنوتیکى هستید مستلزم انقطاع فکر شما از شرایطى است که در آن قرار دارید و این انقطاع سبب سبک شدن و از بین رفتن شرایطى است که در آن هستید لذا توصیه مىشود حدّاقل حدود شش جلسه در صدد تعیین درجهى عمق خواب نباشید و این کار را به زمان بیدارى و پرسش از ضمیر ناخودآگاه بوسیلهى پاندول، حرکت انگشت یا نوشتن بلااراده موکول کنید، هنگامى که پس از چند جلسه تمرین تا حدودى از لحاظ بدنى و روانى کانالیزه شدید و با شرایط و موقعیّت تطبیق یافتید، آن گاه مىتوانید در ضمن خواب هیپنوتیکى آزمایشهائى از خود به عمل آورید تا به عمق خواب و میزان اثر بخشى خود تلقینى واقف شوید. نکتهى مهمّ دیگر: براى توفیق در کار «سلف هیپنوتیزم» ابتدا باید یک هدف مثبت داشت، تمرینات را باید مرتّب با آرامش و بدون فشار و به دور از شتاب و بىحوصله بودن انجام داد، نباید با اراده شدید به تمرین پرداخت و به زور و فشار خود را در چهارچوب شرایط و حالات فرو برد زیرا نتیجهى این کوششها منفى خواهد بود، موفّقیّت با صبر و پشتکار و تمرین ملایم و مداوم همراه است و افراد با زمینههاى استعدادى و حسّاسیّتهاى متفاوت بعضى سریعتر و بعضى کندتر به نتیجه مىرسند امّا در هر حال موفّقیت در سایهى پشتکار و تمرین مداوم حاصل خواهد شد.
دیدگاه ها : نظرات
میدانید بعضی ارواح چرا روی زمین می مانند؟؟؟؟
پنجشنبه 25 فروردین 1390 06:23 ب.ظ
ارسال شده در: متافیزیک ،
میدانید بعضی ارواح چرا روی زمین می مانند؟؟؟؟
بسم رب چرا ارواح روی زمین می مانند؟ روحی که بر روی زمین است هنوز کاملا از این دنیا جدا نشده و هنوز به دنیای دیگر بهشت برزخ و یا هر نام دیگری که برایآن بنهیم سفر نکرده است. این ارواح روی زمین می مانند و خیلی وقت ها باعث می شوند ما روح ببینیم . دلایل این اتفاق گوناگون است . بعضی از این دلایل پیچیده و فقط مختص یک روح خاص است و بعضی دیگر ساده و قابل فهم می باشند. دراینجا چند دلیل شایع ماندگار شدن ارواح بر روی زمین را بر می شمریم برخی از ارواح درون یا نزدیک محل مرگ خود باقی می مانند . این حالت به زمانی رخ می دهد که آن شخص به طور ناگهانیو غیر منتظره از دنیا رفته باشد. این ارواح در حالتی از سر درگمی به سر می برند و گوئی نتوانسته اند بپذیرند که مرده اند آنها در آن منطقه باقی می مانند و همیشه سعی دارند با کسانی که آن اطراف هستند ارتباط برقرار کنند این نوع ارواح ممکن است در همه جا یافت شوند زندگی جدیدی را خارج از دنیای ماده آغاز کند ولی به دلایل مختلفی همچون ترس از پایان زندگی و مو جودیت ترس از ناشناخته ها ترس از به جهنم رفتن و یا به خاطر اعمال گذشته مورد قضاوت قرار گرفتنخود نمی خواهند به آن دنیا بروند.این روح ها به خاطر ترس از خودشان در این دنیا گرفتار می شوند. پیام ارواح ارواح دیگر در زمین می مانند تا کارهای نیمه تمام خود را به اتمام برسانند . آنها می خواهند مطمئن شوند که عزیزانشان مشکلنخواهند داشت یا می خواهند پیغامی به آنها بدهند در اینجا بمانند و وقتی به هدف خود رسیدند به سرای باقی می شتابند ولی از آنجا که زندگان نمی توانند پیغام های مردگان را به راحتی بگیرند و درک کنند اقامت آنها در این دنیا طولانی می شود.گناه هم می تواند دلیل این موضوع باشد شاید این ارواح فکر می کنند عضو خوبی برای خانواده نبوده اند و زود تر از آنکه باید آنها راترک کرده اند. به همین دلیل است که خیلی ها معتقدند روح کسانی که خود کشی می کنند یا به خاطر کار غلط خودشان مثل سهل انگاری مصرف الکل یا اعتیاد از دنیا رفته اند در دنیا گرفتار می شود . آنها به خاطر کار خود احساس گناه می کنند.ما زندگان هم ممکن است ارواح را پیش خود نگه داریم و به آنها اجازه رفتن ندهیم در این حالت روح فرد از دست رفته به خاطر عشق و علاقه ما و عدم تمایلمان به ترک او در زمین سرگردان می شود تا روزی که ما بتوانیم با رفتن او کنار بیائیم . این بیشتر در حالتی رخ می دهد که شخص از دست رفته بدون مراسم تشییع و تودیع و بدون سو گواری مرده باشد.زندگان در اینحالت احساس گناه دارند و احساس می کنند کاری برای او انجام نداده اند وحرفی را نزده اند و همین موضوع باعث می شودکه روح در اطراف ما بماند. خارج شدن از کالبد بعضی ها هر چیز عجیب و ماورائی را که ببینند انکار می کنند و برخی هم اعتقادی بی چون و چرا به آنها دارند . به راستیکدام دسته حق دارند؟ در مقدمه کتاب انرژی زائی و ردیابی نشانه های روح زائی در این باره آمده است."شاخه ای از دانش که به مطالعه چنین پدیده هائی اختصاص یافته است همواره در گیر مبارزه ای دائمی با دو گروه بوده است . یکی مبلغان خوش باورهر چیز ما فوق طبیعی و دیگری کسانی که همه پدیده های فرا عادی را بلافاصله رد میکنند . این دانش با نیروئی زوال نا پذیربحث و جدل های بیشماررا پشت سر گذاشته است و در یک قدمی تثبیت جایگاه اجتناب نا پذیر خود در علم نوین آگاهی میباشد علمی که احتمالا "آخرین گستره ناشناخته دانش بشری است" پس مجموعه ای از مشاهدات ناشناخته گذشته به شکل علمی جدید مدون شده است اما آیا در عرصه نیرو های فرا روانی واقعا چیزی ملموس وجود دارد یا همه چیز منحصرا بر پایه خرافاتو مهملات است؟ذکریک ماجرا در این مورد می تواند آموزنده باشد چارلز تارت روان شناس و فراروان شناس توانست از مردی که ادعا می کرد به صورت ارادی می تواند ازکالبدش خارج شود چندین نوار مغزی بگیرد. این شخص "رابرت مونرو" تهیه کننده موفق برنامه های رادیوئی بود. مونروتجربه خروج از کالبد را در حالتی شبیه خواب گزارش می کرد و هنگام تلاش برای خروج از کالبد "تارت"متوجه شد کهالگوی نوار مغزی در او تغییر زیادی می کند. امواج آلفا نه تنها در سراسر طیف وجود داشتند بلکه دارای دامنه وسیع بودند .شدت امواج تتا هم در حین خواب غیر متعارف بود . در مونرو فوران هائی مرکب از سه تا هشت موج تتا با دامنه دیده می شد.از طرف دیگر"تارت" نتوانست اثری از امواج دلتا در حین خواب پیدا کند.ظاهرا "مونرو" می توانست مدت طولانی تری خود را در حالت نیمه خواب –نیمه بیداری نگه دارد . یکی دیگر از اشخاصمورد آزمایش "تارت" هم که می توانست به صورت خود به خود در حین خواب از کالبدش جدا شود اظهار می کرد که همین حالات را در نیمه خواب و نیمه بیداری دارد. در واقع همه کسانی که می گویند اغلب از کالبدشان خارج می شوند از بد خوابیدنشکایت دارند. آنان اغلب خود را در حالتی انتقالی میان بیداری و خواب می یابند که در حین آن دچار به اصطلاح اوهام خواب مصنوعی می شوند این اوهام تصاویری کاملا روشن و رویا گونه اند که شخص تصور می کند در حالت بیداری می بیند اینحالت را معمولا نمی توان تحت کنترل در آورد شخص خواب آلود است و تصور می کند تصاویری جلوی چشمش ظاهر میشود . کمی پس از آن به خواب می رود . سالهاست که در متون علوم غیبی شیوه های کنترل آگاهانه این حالت بینابینی مورد بحث قرار گرفته است زیرا به طور سنتی این حالت مرزی را پر بارترین حالت برای تجربه های ما فوق طبیعی می دانند.در سال های اخیر مونرو کتابهای زیادی در مورد تجربه های خود نوشته و تمام وقت خود را صرف مطالعه تجربه هایخروج از بدن کرده است . او در سال 1974 "موسسه مونرو" را تاسیس کرد که چند سال پیش به محل زیبائی در دامنه کوههای بلورج و فیبر ویرجینیا منتقل شد "مونرو" تا زمان مرگش در سال 1995 رئیس موسسه بود.از عزیزانی که نظر میدهند بسیار متشکرم نظرات شما من رو دلگرم میکنه خواهشمند است از من دریغ نفرمائید.
دیدگاه ها : نظرات
بهترین نوع مرگ میدانید چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پنجشنبه 25 فروردین 1390 06:21 ب.ظ
ارسال شده در: متافیزیک ،
بهترین نوع مرگ میدانید چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بسم رب
دو نوع مرگ وجود دارد.مرگ طبیعی و آرام و مرگ های پریشان و غیر طبیعی ست و اما اگرمرگ طبیعی صورت های مختلفی داردبا گذشت سال ها .همچنان که انسان سالخورده می شود.رگ های بدن انعطاف خود را از دستمی دهند .کار کرد قلب و فرستادن خود از مجراهای کم انعطاف دشوار می شود. در نتیج گردش خود کند شده و اندام های مختلف بدن خون کافی-که برای کارکرد صحیح آنها لازم است-دریافت نمیکنند.بدین سان اندان های بدن دچار اختلال می شوند و سیستم بدن از برخی کارکرد ها محروممی گردد و در نهایت مرگ جسم روی می دهد.این نوع مرگ طبیعی است.
نوع دیگر مرگ-خونریزی مغزی نام دارد که در آن یکی از مویرگ های مغزی ضعیف شده و
نمی تواند فشار خونی را که قلب به مغز می فرستد تحمل کند و در نتیجه آن مویرگ پاره میشود این امر سکته مغزی نام داردو مرگ طبیعی محسوب می شود.
اما نوع سوم مرگ طبیعی مربوط به قلب می شود .با گذشت سال ها قلب قدرت خود رااز دست
می دهد و آنقدر ضعیف می شود تا از کار می افتد چنین مرگی معمولا شب .هنگام خواب روی
می دهد. در چنینی وضعیتی در خواب میمیرد.
همه اینها انواع مرگ طبیعی هستند و مطلوبند. اما بهترین نوع مرگ زمانی است که فرد ذهن
خود را بر خدا متمرکز کرده.قلبش لبریز از عشقی مقدس باشد و نام خدا را بر لب داشته باشد.
دیدگاه ها : نظرات
:: چگونه (كونان دویل) دانشمند معروف بعد از مرگ زنده بودن خود را ثابت كرد ::
پنجشنبه 25 فروردین 1390 10:10 ق.ظ
ارسال شده در: متافیزیک ،
|
:: چگونه (كونان دویل) دانشمند معروف بعد از مرگ زنده بودن خود را ثابت كرد :: |
پروفسوركونان دویل كه یكی از بزرگترین علمای روح بود سه دقیقه بعد از مرگش به دخترش ورود به دنیای دیگر را خبر داد. ماجرا بدین قرار است:
ماری كونان دویل دختر این دانشمند روح شناس در محله ویكتوریای لندن دفتر كار پدرش نشسته بود غفلتا حالش بهم خورد دختر بچه ای كه مستخدمه آنجا بود به حالت بیخودی افتاد و كونان دویل صدایش را از گلوی این دختر خارج نمود . به دخترش گفت سه دقیقه است كه به عالم روح رفته است . این دختر از بیماری پدرش خبر داشت اما انتظار مرگ او را نداشت و با این اخطار مسلم شد كه مرگ ( دویل )واقعیت داشته است . از آن به بعد گاه روح( دویل ) بر باز ماندگانش ظاهر می شد و آنها را راهنمایی می كرد گاه بوسیله ( مدیوم ) ها نامه هایی بخط خود ارائه می كرد و در آنها كسانی را كه در زمان حیاتش منكر وجود زندگی بعد از مرگ بودند راهنمائی می نمود.
یك ماه بعد از فوتش روح دویل- خانمی را بعنوان ( مدیوم) خود انتخاب كرد این زن بر مسائل روح شناسی آگاه نبود . روزی صدائی را كه صدای دویل بود شنید كه گفت من ( كونان دویل) هستم . می خواهم همسر من تماس بگیرد و نامه ای به او بدهید. خانم كه قبلا ( دویل ) را نمی شناخت بوحشت افتاد و با احتیاط از او پرسید آیا شما دلیلی بر اثبات شخصیت خود دارید؟ صدا گفت : بهترین نشانی انست كه من نام تمام افراد خانواده را بگویم و همین كار را هم كرد بعدا معلوم شد درست است . خانم پرسید : همسر شما در كجا زندگی می كند. صدا آدرس كامل و شماره تلفن همسرش داد كه تا آن موقع معلوم نبود خانم جریان را برای همسر ( دویل ) تعریف كرد و ( دویل) بعدها بوسیله مدیوم دیگری با دلائل قوی ثابت كرد كه در دنیای دیگر زندگی می كند و روحش زنده است و با ظاهر شدن خود كمترین شكی در مورد واقعی بودن زندگی او پس از مرگ باقی نگذاشت .
دیدگاه ها : نظرات
تعداد کل صفحات : 12 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
تبلیغات