تبلیغات
دوران تنهایی - مطالب اشعار مذهبی
زبان دوستی واژه نسیت، معناست
تو این دنیا چگونه زیستن را بیاموزیم. چون چگونه مردن را همه بلدند

حر شرم می کند که به مولا نظر کند

چهارشنبه 13 مرداد 1389 01:08 ق.ظ

نویسنده : تنها
ارسال شده در: شعر ، اشعار مذهبی ،
حر شرم می کند که به مولا نظر کند
یا از کنار خیمه ی زینب گذر کند

دیروز ره به چشمه ی خورشید بسته بود
امشب چگونه روی به سوی قمر کند؟

آن ماه،گرم پویه ی منزل به منزل است
راهی بجو که فاصله را مختصر کند

در غیبت سپیده سحر هم سترون است
که پرتوی که آینه را بارور کند؟

آغاز روشنایی آیینه حیرت است
زان پس که از تبار سیاهی حذر کند

رهپوی کوی دوست چه حاجت بَرد به پا؟
کو آفتابِ عشق که با سر سفر کند

یک گام تا به خانه ی خورشید،بیش نیست
حاشا که راه را قدمی دورتر کند

از نیمه راه فاجعه برگشت سوی عشق
تا خِلعت بلند وفا را به بر کند

در کربلا دوباره جهان عشق را شناخت
در کربلا جهان دل خود را دوباره ساخت



دیدگاه ها : نظرات


منـم زینب ، اسیـر کـاروانم

چهارشنبه 13 مرداد 1389 01:05 ق.ظ

نویسنده : تنها
ارسال شده در: شعر ، اشعار مذهبی ،
منـم زینب ، اسیـر کـاروانم
منـم زینب ، سفیـر کشتگـانم


منـم زینب که حق کرد امتحانم
منـم زینب ، کـه ایـّوب زمــانـم


منـم زینب ، که گشتم جاودانه
منـم زینب ، که خوردم تـازیـانه


منـم زینب که از روز ازل تـا زاده ام مــادر
جهان را سر به سر از بهر خود بیت الحَزَن دیدم


خودم دیدم درین وادی که بر عشقم چه ها کردن
پـی انگشتـر ، انگشتـش ز دسـت او جـدا کـردن


خودم دیدم که از سنگ جفا پیشانی اش بشکست
خودم دیـدم کـه شـمـر بـر سـیـنـه اش بنشـست


خودم دیدم که در مقتل گل من دست و پا می زد
لگد بر پهلویش می خورد و زهرا را صدا می زد



دیدگاه ها : نظرات


محرم آمد و دل می تپد برای حسیـن

چهارشنبه 13 مرداد 1389 01:03 ق.ظ

نویسنده : تنها
ارسال شده در: شعر ، اشعار مذهبی ،
محرم آمد و دل می تپد برای حسیـن

شعار بزم سخن نام دلگشای حسین
............
عروج پاک حسیــن است افتخار زمان

و جادوانه ترین عشق با ندای حسین

.............
نمــاز عشــق چه شیــریــن و باشکــوه بود

اگر چه غرق به خون است دستهای حسین

............
شنید نغمه ی تکبیـــر جبرئیــــل حزیــــــن

به سجده گاه ادب گشت همصدای حسین

.............
ز بردباری خورشید بسی عجیب باشد

که ذره، ذره نگردیــــد در عزای حسین

...........
صدای شبنم مهتاب با نسیـم سحر

ز شوق بوسه ببارید بر لقای حسین

.................
ستاره ها همه خاموش در حریم سپهر

ز آه ناله ی طفلان و اقـــربای حسیـــن
.................
مرام راه حسین است درس مکتب ما

به عاشقان وفـــادار بر ولای حسیــن
...............
درود بر همــه ی شاهــــدان و جان بازان

علی الخصوص بر سقای با وفای حسین

.................
بهانه شمـــع بود صـــادقـــانه پـــــروانه

کند به شیوه عشاق جان فدای حسین
...............

بهانه شمـــع بود صـــادقـــانه پـــــروانه

کند به شیوه عشاق جان فدای حسین

...............
حسین سرچشمه مهر و وفا بود

و نــور دیـــدگان مصــطفـــی بود

................
و آن گنجینه شهر مدیـنه

نصیب خاک پاک کربلا بود

..............




دیدگاه ها : نظرات


حسین یعنی ندای عارفانه

چهارشنبه 13 مرداد 1389 01:01 ق.ظ

نویسنده : تنها
ارسال شده در: اشعار مذهبی ، شعر ،
حسین یعنی ندای عارفانه
حسین یعنی وجودی عاشقانه


حسین یعنی سرآغاز تحول
سراغاز ظهوری جاودانه


حسی یعنی عروجی آشکارا
عروج مهربان تا بیکرانه


حسین یعنی رشادت ، مهربانی
حسین یعنی سلحشوری یگانه


حسین یعنی فراسوی شهامت
فراسوی جهادی صادقانه


حسین یعنی سجودی مملو از عشق
سجودی چون شهادت ،شادمانه


حسین یعنس کلامی تازه اما
نمازی مملو ا ز یاد یگانه


حسین یعنی سراپای شجاعت
سراپای جهادی جاودانه


حسین یعنی امید ناامیدان
امیدی چون ره حق عاشقانه


حسین یعنی بهار عشق و ایمان
بهاری چون شقایق جاودانه


حسین یعنی وجودی عاشقانه
حسین یعنی سلحشوری یگانه



دیدگاه ها : نظرات


اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو

چهارشنبه 13 مرداد 1389 01:00 ق.ظ

نویسنده : تنها
ارسال شده در: اشعار مذهبی ، شعر ،
اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو
به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو
دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی
كمتر از آهو كه نیستم میشه ضامنم بشی؟؟
اومدم همسایه های پاپرت رو دون بدم
دلمو رو دست بگیرم تا بهت نشون بدم
روبروت بی اختیار دوباره زانو بزنم
میون گریه بگم غریبو دربه در منم
تو رو شاهد بگیرم كه با خدا حرف بزنی
میدونم كه دست رد باز به سینم نمیزنی
میدونم شفاعت بی منتت زبون زده
به همین امید دلم به مشهد تو اومده
تو كه اسمت با غم نقاره ها روی لباست
همه صحن طلات ردپای فرشته هاست
دست خالی هیچكسی از در خونت نمیره
یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره
یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره



دیدگاه ها : نظرات


تقدیم به پیشگاه مقدس امام کاظم (ع

چهارشنبه 13 مرداد 1389 12:57 ق.ظ

نویسنده : تنها
ارسال شده در: شعر ، اشعار مذهبی ،
تقدیم به پیشگاه مقدس امام کاظم (ع



ای انکه خشم را به تو بازی گرفته ای
باب الحوایجی و چه غمها چشیده ای

ای انکه دور از زن و فرزندو قوم وخویش
عمری دراز رنج اسارت کشیده ای

در گوشه های ظلمت زده ان زندان
عرش خدای را تو به دعوت گرفته ای

در زمزمه های عاشقانه ات حیرانیم
گویی غل و زنجیر را تمسخر گرفته ای

ارزو داشت کبوتر که به دنیا اید
اری در ان قفس که تو ماوا گرفته ای

از ظلم و جور یزید زمان خویش
تو یوسف زمانه به زندان فتاده ای

یک عمر می توان ز تو گفت و ز تو شنید
ای انکه صبر را به تکامل رسانده ای





دیدگاه ها : نظرات


امشب سخن از ساقی و میخانه گویم یا علی

چهارشنبه 13 مرداد 1389 12:50 ق.ظ

نویسنده : تنها
ارسال شده در: شعر ، اشعار مذهبی ،
امشب سخن از ساقی و میخانه گویم یا علی
امشب سخن از باده و پیمانه گویم یا علی
امشب سخن از مستی جانانه گویم یا علی
امشب سخن از عاشق دیوانه گویم یا علی
در راه عشقت یا علی مردانه گویم یا علی
مستانه گویم یا علی رندانه گویم یا علی
چون بنده آیم سوی تو گردم مقیم کوی تو
نازل شوم بر روی تو بوسم لب دلجوی تو
سوگند بر گیسوی تو شانه زنم بر موی تو
در کعبه ابروی تو شکرانه گویم یا علی
در راه عشقت یا علی مردانه گویم یا علی
مستانه گویم یا علی رندانه گویم یا علی
هم ساقی کوثر تویی هم هادی و رهبر تویی
هم شاه بحر آور تویی هم شافع محشر تویی
هم نور پیغمبر تویی هم عاشق داور تویی
هم حیدر صفدر تویی شاهانه گویم یا علی
در راه عشقت یا علی مردانه گویم یا علی
مستانه گویم یا علی رندانه گویم یا علی
در وصل تو گویا شوم از اشک خود دریا شوم
از دل تو را جویا شوم در عشق تو رسوا شوم
هم غالب و شیدا شوم بر طارم اعلا شوم
پیدا و نا پیدا شوم مستانه گویم یا علی
در راه عشقت یا علی مردانه گویم یا علی
مستانه گویم یا علی رندانه گویم یا علی



دیدگاه ها : نظرات




تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5